خرید بک لینک
اگر به من و شما بگویند: �چند شهید مظلوم و گمنام را نام ببرید�. اسم چه کسانی را میآوریم؟ همت، باکری، مصطفی کاظم زاده، سید محمد هاتف، سعید طوقانی، بچه محلهای خودمان یا ... اصلاً شهید گمنام و شهید مظل

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

با آغاز تجاوز گسترده رژیم بعث عراق به ایران در شهریور 59، ملت ایران با هدایتهای رهبر بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) برای دفاع از سرزمین خویش و اعتلای اسلام به سوی جبهه ها رهسپار شدند. تاریخ هش

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

شهید قدیر سعادت سال 1351 در شهر کرمان متولد شد. در طول زندگی کوتاه خود در این دنیا معارفی را کسب کرد که وصیتنامه پربار او گویای چنین مطلبی است . منطقه عملیاتی شلمچه در سال 1367 شاهد لحظات زیبای وصالش

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

پیش بینی شهادت شهید علی کریمی از سرداران سپاه جمهوری اسلامی ایران قبل از شهادتش فرازی از وصیت نامه سردار سرافراز سپاه اسلام شهید علی کریمیبسم الله الرحمن الرحیمبا عرض سلام خدمت پدر و مادر عزیزم و برا

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

از شهید حمید باکری دست نوشته های زیادی به یادگار نمانده است. آن چه خواهید خواند چند خطی از مختصر میراث مکتوب آن شهید فرزانه است. امید که حضرت حق ، ما را از پیروان وفادار و خالص آن شهید عزیز قرار دهد:

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چق

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

سردار شهيد صادق مکتبي فرمانده تيپ از لشکر 25 کربلا در سال 1342 در روستاي محمد آباد گرگان ديده به جهان گشود پدر شهيد حاج صفر مکتبي در سال 46 مکتب خانه اي راه اندازي و صادق از بدو کودکي در محفل روحاني ا

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

نویسنده: غلامعلي نسائي

كتابهايش را جمع كرد و توي كمد گذاشت. دست برد و يكي را برداشت و شناسنامهاش را ميان آن جا داد. مهم نبود چه كتابي، فقط ميخواست وقتي از جلوي چشم مادر رد ميشود، زير بغلش باشد. نيمنگاهي به دوروبَر انداخت، مادرش را ديد كه توي چارچوب در ايستاده و نگاهش ميكند. از جا پريد و با دستپاچگي گفت: سلام مامان! داشتم دنبال كتاب درسيام ميگشتم. آها! اين...

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

مهدی سرش را پایین میxad اندازد و یک جفت کفش کهنه را میxadگیرد سمت همسرِ برادرش و میxad گوید :« این کفشxad ها داستانی دارد. قبل از من شش نفر این کفش xadها را پوشیدهxad اند و هر شش نفر شهید شدهxad اند.آخرین شهید «مجی

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

برچسب: نویسنده: نگار پورعلی تاريخ: يکشنبه 15 دی 1398 ساعت: 19:55

صفحه بندی